![]() |
![]() |
|
|
یه سوال دارم ازت...
چرا حرفایی که من میزنم رو تکرار میکنی؟ چرا می خوای ثابت کنی من همه ی این بدبختی ها رو انجام دادم؟ تو که با خودتم مشکل داری چه برسه به من و بقیه ی اطرافیانت بیچاره... واقعاْ قابل ترحمی (شما، کسی که حرفامو تکرار میکنی توی وبلاگ یه نفر دیگه... با تو هستم نه کسی دیگه...) برات متاسفم فقط همین
|
|
+ نوشته شده در
جمعه بیست و نهم شهریور 1387ساعت 0:0 توسط غریبه ی آشنا |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
هدف تو هرچه باشد خود آن نیستی که می گویی... بترس... بترس از روزی که پشیمان شوی اما راهی برای بازگشت نباشد... |
| نوشته های پیشین |
|
شهریور 1387 |
|
RSS
|